۰
یادداشت؛

چابهار تشنه عدالت نان و تدبیر مسئولان

نانواها در چابهار مجوز دارند؛ اما آرد نه نانوا هستند؛ اما بی‌سوخت. مردم نان می‌خواهند، مسئولان وعده. میان صف نان و صف وعده، تنها سفره مردم است که خالی می‌شود.
چابهار تشنه عدالت نان و تدبیر مسئولان
به گزارش پایگاه تحلیلی خبری «چهاربهاران»؛ رویا حسن پور، فعال فرهنگی و اجتماعی در پی یادداشتی نوشت: چابهار این روزها با مسئله‌ای روبه‌روست که زندگی روزمره مردم را به چالش کشیده است؛ کمبود نان در سفره‌ها و صف‌های طولانی مقابل نانوایی‌ها. نانی که باید ساده‌ترین و دردسترس‌ترین خوراک مردم باشد، به یکی از دغدغه‌های اصلی خانواده‌ها تبدیل شده است. شهروندان از ساعات ابتدایی صبح مقابل نانوایی‌ها صف می‌کشند تا شاید بتوانند چند قرص نان تهیه کنند. صحنه‌هایی که در گرمای طاقت‌فرسای جنوب، تصویرهایی از رنج و بی‌عدالتی را به نمایش می‌گذارد. مردمی که نان می‌خواهند، اما با کمبود و گرانی روبه‌رو هستند، نانواهایی که می‌خواهند کار کنند، اما سهمیه آرد ندارند، و مسئولانی که وعده حل مشکل را می‌دهند، اما زمان می‌گذرد و تغییری دیده نمی‌شود.

در کوچه و خیابان‌های چابهار، گلایه مردم از صف‌های طولانی نان تکراری شده است. بسیاری از خانواده‌ها ناچارند برای خرید نان ساعت‌ها وقت صرف کنند. برخی می‌گویند نانوایی‌های نزدیک محل زندگی‌شان دیگر فعال نیستند یا آرد کافی برای پخت ندارند. در نتیجه، فشار بر تعداد محدودی از نانوایی‌های فعال بیشتر شده و این موضوع خود موجب ازدحام، نارضایتی و حتی افزایش تخلفات احتمالی در بازار نان شده است. نان که باید به‌وفور در دسترس باشد، حالا کالایی شده که مردم باید برایش وقت، انرژی و اعصاب خود را صرف کنند.

یکی از دلایل اصلی این بحران، کاهش و تأخیر در تخصیص سهمیه آرد به نانوایی‌هاست. بسیاری از نانوایان شهرستان چابهار می‌گویند مدت‌هاست سهمیه آرد آن‌ها کاهش‌یافته یا دیر تحویل داده می‌شود. برخی نانوایی‌ها نیز که مجوز فعالیت گرفته‌اند، نزدیک به یک سال است در انتظار تخصیص سهمیه از سوی اداره غله مانده‌اند. مجوز دارند؛ اما آرد نه و بدون آرد هیچ نانوایی‌ای نمی‌تواند فعالیت کند. این بلاتکلیفی نه‌تنها باعث ضرر مالی نانواها شده بلکه مستقیماً سفره مردم را کوچک‌تر کرده است.

از سوی دیگر، نبود گاز شهری در چابهار باعث شده نانوایی‌ها برای پخت نان به سوخت فسیلی وابسته باشند. اما تخصیص سوخت نیز وابسته به سهمیه آرد است. وقتی آردی در کار نباشد، نانوایی در سامانه سوخت هم ثبت نمی‌شود و در نتیجه امکان تأمین سوخت ندارد. این زنجیره معیوب، نانوا را در تنگنایی قرار داده که نه راه پیش دارد و نه پس. بسیاری از آن‌ها با هزینه شخصی اقدام به خرید سوخت آزاد کرده‌اند، اما این روش ادامه‌پذیر نیست. هزینه سوخت آزاد بالا است و قیمت نان دولتی ثابت و نان آزاد نیز تا وسع خرید مردم. می‌تواند متغیر باشد؛ نتیجه این تضاد، زیان اقتصادی و دلسردی نانواهاست.

در گفت‌وگو با نانوایان، گلایه مشترک همه آن‌ها بی‌توجهی و نبود پاسخ روشن از سوی متولیان است. آنان می‌گویند بارها برای پیگیری سهمیه آرد یا سوخت به ادارات مربوطه مراجعه کرده‌اند، اما پاسخی جز «در حال بررسی است» نشنیده‌اند. بعضی از آن‌ها برای راه‌اندازی نانوایی و خدمت به مردم، وام‌گرفته یا تمام دارایی‌شان را سرمایه‌گذاری کرده‌اند، اما امروز حتی توان پرداخت اجاره مغازه را ندارند. نان برای آن‌ها دیگر فقط کسب‌وکار نیست؛ مایه آبرو و معیشت خانواده‌شان است.

کمبود آرد در نانوایی‌ها فقط مشکل صنفی نیست؛ مسئله‌ای است که آثار اجتماعی و روانی گسترده‌ای دارد. مردمی که ساعت‌ها برای خرید نان در صف می‌مانند، ناچارند وقت کاری و زندگی خود را از دست بدهند. گاهی این صف‌ها منجر به درگیری، تنش یا گلایه‌های تند میان مردم می‌شود. نارضایتی عمومی در چنین شرایطی طبیعی است و اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود، ممکن است به بی‌اعتمادی عمیق‌تری نسبت به عملکرد دستگاه‌های مسئول منجر شود.

نان، فقط غذا نیست؛ نماد عدالت و کرامت است. هرگاه نان در دسترس مردم نباشد، یعنی بخشی از عدالت اقتصادی از بین رفته است. در چابهار که یکی از نقاط راهبُردی کشور محسوب می‌شود، مردم انتظار دارند توسعه اقتصادی در کنار آسایش اجتماعی پیش برود. اما چگونه می‌توان از توسعه سخن گفت درحالی‌که ابتدایی‌ترین نیاز معیشتی مردم؛ یعنی نان با بحران مواجه است؟

در بسیاری از مناطق کشور، نانواها سهمیه آرد و سوخت خود را به‌موقع دریافت می‌کنند و نظارت‌های مستمر مانع از کمبود می‌شود. اما در چابهار، تأخیرهای اداری و ضعف هماهنگی میان دستگاه‌ها باعث شده مشکلات ساده به بحران‌های بزرگ تبدیل شوند. اداره غله، شرکت نفت، فرمانداری و ادارات مرتبط باید به‌صورت هماهنگ و فوری برای رفع این وضعیت اقدام کنند. اختصاص موقت سهمیه آرد و سوخت به نانوایی‌های فعال، ثبت سریع نانوایی‌های جدید در سامانه و تسهیل روند صدور مجوزها می‌تواند بخشی از مشکلات را کاهش دهد.

در کنار این اقدامات، اطلاع‌رسانی شفاف به مردم اهمیت زیادی دارد. وقتی مردم بدانند کمبود نان موقتی است و دستگاه‌ها با جدیت در حال پیگیری موضوع هستند، اعتماد عمومی حفظ می‌شود. پنهان‌کاری یا بی‌توجهی به گلایه‌های مردمی فقط به گسترش شایعات و نارضایتی‌ها دامن می‌زند.

نباید فراموش کرد که نانواها، سربازان خط مقدم امنیت غذایی هستند. همان‌طور که کشاورز گندم را تولید می‌کند و کارگر در سیلوها زحمت می‌کشد، نانوا نیز آخرین حلقه این زنجیره است که نتیجه تلاش همه را به سفره مردم می‌رساند. اگر این حلقه تضعیف شود، کل زنجیره آسیب می‌بیند. نانوا باید حمایت شود، نه آنکه برای دریافت آرد و سوخت از این اداره به آن اداره سرگردان بماند.

چابهار شهری است با ظرفیت‌های فراوان اقتصادی، بندری و انسانی. اما توسعه‌ای که نان در سفره مردمش کم باشد، توسعه واقعی نیست. هیچ پروژه‌ای، هیچ طرحی، هیچ وعده‌ای نمی‌تواند جای نان را در زندگی مردم پر کند. نان، نخستین نیاز هر انسان و ساده‌ترین نشانه امنیت غذایی است. وقتی مردم برای تهیه نان در صف می‌ایستند، یعنی هنوز راه درازی تا عدالت و رفاه پیشرو داریم.

امروز وقت تصمیم و اقدام است. مسئولان باید صدای مردم را بشنوند، صدای نانوایان را درک کنند و بدون تعلل برای حل این بحران قدم بردارند. نان حق مردم است، نه لطف دولت. مردمی که هر روز با امید زندگی می‌کنند، شایسته‌اند سفره‌ای آرام و بی‌دغدغه داشته باشند. چابهار باید شهری باشد که بوی نان گرم و دل‌پذیر در کوچه‌هایش بپیچد، نه صدای گلایه از صف‌های طولانی و نان‌های کم‌وزن. نان باید بر سفره همه باشد، بدون منت، بدون صف، بدون وعده.

انتهای خبر/
دوشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۰۵:۵۶
کد مطلب: 460258
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *