۰
کارشناس دینی و فعال فرهنگی گفت:

مقاومت یعنی ایستادن در برابر فساد

کارشناس دینی و فعال فرهنگی گفت:مقاومت یعنی ایستادن در برابر فساد، و این ایستادگی یک کنش جمعی است و دین عامل وحدت بخش به این جمع است.
مقاومت یعنی ایستادن در برابر فساد
به گزارش خبرگزاری چهاربهاران ، استقامت از ارکان اصلی زندگی بشری و مهم‌ترین عامل موفقیت انسان و همه جوامع انسانی است.

در قرآن کریم، مقاومت به استقامت تعبیر شده و پیامبر اکرم«ص» و مؤمنین را امـر به استقامت و پایداری کرده و در آیات متعدد به استقامت ‌کنندگان و صابران، وعده برخورداری از مواهب الهی و امدادهای غیبی و پیروزی داده است.

برخلاف آنچه بعضى مى‏پندارند، فطرى بودن «دین»، منحصر به اصل توحید و خداپرستى نیست، بلکه شامل تمام اصول و فروع مى‏ شود. بر این اساس مقاومت نیز یک امر فطرى است و جهاد در مقابل متجاوزان در فطرت‏ انسان وجود دارد، زیرا هرکسی با فطرتش‏ درک مى‏ کند که در مقابل تهاجم دشمن باید از خود دفاع‏ کند.

در ادامه برای تببن چشم انداز دین مبین اسلام و ائمه اطهار(ع) به دفاع از کیان کشورو اهمیت مقاومت دربرابر ظلم وراهکارهای توسعه این دیدگاه به گفتگو با حجت السلام  حمید جمشیدی فعال فرهنگی و کارشناس دینی می پردازیم.

چگونه قرآن کریم دفاع را به عبادتی والا تبدیل می‌کند؟

 وقتی صحبت از دفاع می‌شود، خیلی‌ها یاد جنگ و سلاح می‌افتند، اما در نگاه اسلام، دفاع فقط یک واکنش نظامی نیست، بلکه یک منظومه فکری، اخلاقی، معنوی است. قرآن کریم هم می‌فرماید: “ان الله اشترا من المومنین انفسهم و اموالهم لهم الجنهة”؛ یعنی خداوند جان و مال مومنان را در برابر بهشت خریداری کرده است.

 این یعنی دفاع عبادت است. یعنی وقتی کسی از ایمان، از وطن، از کرامت انسانی دفاع می‌کند، در واقع دارد به خدا نزدیکتر می‌شود.

نگاه ائمه به جهاد و مبارزه دربرابر ظلم چگونه بوده است؟

جوانی که با دلی پر از عشق، با ذکر یا زهرا یا حسین پا به میدان می‌گذارد. او نه برای خاک، بلکه برای حقیقت، برای عدالت، برای ایمان می‌جنگد. آقا امیرالمومنین (ع) جمله‌ای دارند که همیشه در ذهن من مانده است: “الموت فیه خیر من حیات من الحیات فی ذلن”؛ یعنی مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. این جمله خلاصه فرهنگ مقاومت است. همین جمله را به تعبیر دیگری آقا اباعبدالله الحسین (ع) در روز عاشورا فرمود: “هیهات منا الذلة”.

قطعاً با ایمان، با توکل، با صبر، با ایثار، با شهادت. این‌ها فقط واژه نیستند، این‌ها ستون‌های روح یک ملت‌اند. وقتی یک جامعه‌ای این ارزش‌ها را در خودش نهادینه کند، دیگر هیچ قدرتی نمی‌تواند او را از پا در بیاورد.

چگونه می‌توانیم این ارزش‌های والا را به نسل جدید منتقل کنیم؟
 پاسخ ساده است، با هنر. با زبان هنر، با تجربه، با فیلم، با سریال، با همه‌گیر کردن گفتمان مقاومت. قرآن خودش می‌گوید، از قصه‌ها استفاده می‌کند و می‌فرماید “نحن نقص علیک احسن قصاص”؛ یعنی ما بهترین داستان‌ها را برایتان نقل می‌کنیم.

اداستان یعنی تصویرسازی، یعنی عینیت‌بخشی به آن انگاره، به آن حقیقت، به آن اعتقاد.  چرا ما استفاده نکنیم؟ فرهنگ به این نابی، مقاومت، داریم. افراد شاخص داریم. داستان‌های زیبا داریم. شهدای گرانقدر و قهرمانان ملی و قهرمانان نابی داریم.

این همه پتانسیل، این همه ظرفیت هست ولی متاسفانه استفاده نمی‌شود. پس چرا ما از داستان‌های شهدا، ایثارگران، قهرمانانمان برای نسل جدید تعریف نکنیم؟ چرا از ظرفیت سینما، موسیقی، ادبیات، هنرهای تجسمی استفاده نکنیم؟ این‌ها ابزارهای کار ما هستند برای اینکه نسل جوان را با این ارزش‌ها آشنا بکنیم، تفهیم بکنیم.

چه راه‌های عملی دیگری برای آشنایی نسل جوان با فرهنگ شهادت و جهاد پیشنهاد می‌کنید؟
نسل جوان اگر زیبایی‌های این شهدا را بدانند، زیبایی‌های این راه را، زیبایی‌های ارزش‌های دینی و اسلامی را، ارزش مقاومت را اگر بدانند، همه به ان سمت هجوم می‌آورند.

باید جوان‌ها را با خانواده شهدا هم آشنا کنیم، با خاطرات دفاع مقدس، با اردوهای راهیان نور، با سبک زندگی شهدا. شهدا نورند و نور می‌بخشند. از این ظرفیت باید استفاده بکنیم.

فرق کسی که کتاب شهدا را می‌خواند با کسی که نمی‌خواند را ببینید چقدر در روحیات، در اخلاقیات، در روش و منش زندگی و در موضع‌گیری تفاوت دارد. این‌ها را اگر بشود ظرفیت‌هایش را بالا برد، تبدیل به سریال کرد، تبدیل به سینمایی کرد، تبدیل به موسیقی کرد، تبدیل به شعر کرد، چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد.

امثال شهید هادی‌ها را مگر می‌شود نخواند؟ مگر می‌شود جوان‌ها را با آن‌ها آشنا نکرد و انتظار داشته باشیم تمامیت کشور، تمامیت ارضی کشور، مقاومت کشور به حد ایده‌آل خودش باقی بماند؟ باید آشنا شوند تا اینکه این جوانان هستند که کشور را نگه می‌دارند و اگر جوان‌ها با ارزش‌ها بیگانه باشند، خب از هویت خودشان تهی می‌شوند و به تبع آسیب‌هایی که در ادامه خواهد داشت هم برای خود و هم برای جامعه خود و هم برای کشور خود به بار خواهند آورد.

نقش دین را در ایجاد وحدت و دفاع در برابر جنگ نرم چگونه ارزیابی می‌کنید؟
مقاومت یعنی ایستادن در برابر فساد، در برابر ظلم، در برابر تحقیر، در برابر کودک‌کشی و زن‌کشی صهیونیستی و آمریکایی. خب در شرایط بحرانی دین می‌تواند عامل وحدت باشد. در شرایط بحرانی دین می‌تواند کارکردهای خودش را به منصه ظهور بگذارد.

یکی از آن‌ها همین وحدت‌بخشی به جامعه است که لازمه هر اجتماعی است که از هم نپاشد. قرآن می‌فرماید “انما المومنون اخوه”؛ ببینید توصیه‌های قرآن این‌ها را اعمال عبادی انجام داده تا انگیزه‌ای بشود برای این مقوله مهم، یعنی وحدت. در برابر این اخوت ما را به هم نزدیکتر می‌کند.

دستور قرآن، دستور دین که مومنین با هم برادر باشند، خب این برادری در کجا باید بیشتر ظهور و بروز پیدا بکند؟ در مواقع اضطرار، در مواقع جنگ، در مواقع غیر از حالت عادی، در برابر جنگ نرم، تبلیغات منفی و هجمه‌های فرهنگی، دین می‌تواند سپر باشد.

امام صادق (ع) می‌فرماید: “کونوا لنا به غیر السنتکم” یا حالا در حدیث دیگری داریم یعنی با رفتارتان، با سبک زندگی مبلغ دین باشید. برادری را گسترش دهید. این مولفه‌های دینی باید در عمل دیده بشود، به خصوص جامعه متدین در این زمینه وظیفه سنگینی دارد.

جهاد تبیینی که رهبری فرمود، یکی از وظایف، یکی از مهمترین کسانی که این حرف برای آن‌ها به قول باید انجام بگیرد، جامعه متدین، جامعه ایمانی است که با عملشان مردم را به دین دعوت کنند و به این انگاره‌های دینی یعنی مقاومت که باعث حفظ کشور، باعث حفظ وحدت می‌شود، خب این‌ها باید انجام شود.

چرا نگاه اسلامی در مقوله مقاومت و حفظ وطن، قدرتمندتر از ملی‌گرایی صرف عمل می‌کند؟

 اسلام دفاع را عبادت می‌داند، نه فقط وظیفه ملی. در عاشورا امام حسین (ع) فرمودند: “انی لا اری الموت الا سعاده و الحیات مع الظالمین الا برما”؛ مرگ در راه حق سعادت و زندگی با ستمگران ملال‌آور است.

این نگاه دفاع را از سطح منافع مادی به سطح معنویت و به حقیقت و به حقیقت ایمان ارتقا می‌دهد. ولی ملی‌گرایی صرف فقط منافع مادی را مد نظر می‌گیرد و اگر یک جایی منافع مادی تعارض پیدا بکند با حفظ تمامیت ارضی، با دفاع از کشور، ممکن است که طرف رها کند و برود.

می‌گوید آقا خاک مهم‌تر است یا جان من؟ لابد جان من! اونی که این ملی‌گرایی خیلی جاها قدرت اینکه بتواند در برابر دشمن استقامت را طرح‌ریزی بکند و استقامت را به بار بیاورد، این قدرت را ندارد.

تنها نگاه اسلامی است که به مقوله مقاومت و به حفظ وطن و به حفظ عرض ملی و ناموس می‌تواند در روحیه مجاهد، در روحیه رزمنده این قدرت را بدهد که تا پای جان، حتی نثار کردن خون خودش را افتخار بداند و خانواده‌شان هم بهش افتخار بکنند و جامعه هم بهش افتخار بکند. این نگاه، جایگاه نگاه اسلامی است که نگاه ملی‌گرایی این را ندارد.

برای حفظ و انتقال این میراث الهی به نسل‌های آینده، چه راهبردهای کلی‌ای را باید در پیش گرفت؟

 جا دارد اینجا به موضع‌گیری‌های برخی از جناح‌ها و افراد معلوم‌الحال که به جای تقویت گفتمان مقاومت، گفتمان تسلیم در برابر زورگویی‌ها را تئوریزه می‌کنند و پیش پای ملت ایران می‌گذارند، یادآور شوم که ملت ایران شرافت و عزت خودش را برای آلاف و علوف دنیوی نخواهد داد.

عده‌ای که فکر می‌کنند با این تفکرات حقیر می‌توانند اهداف دشمن را در داخل ایران محقق کنند، جز رسوایی برای خود سودی نخواهند برد.

ملت ایران با مکتب عاشورا تنفس کرده و زندگی کرده و به مرگ با عزت راضی‌تر است تا با زندگی در ذلت و تحقیر و زورگویی دشمنان قسم‌خورده که قسم خوردند تا نابودی ایران و ایرانی پیش روند. و این‌ها شک نکنید اگر مسلط بشوند، نمی‌پرسند شما متدینی، مذهبی، غیرمذهبی، انقلابی، غیرانقلابی؛ همه را با یک چوب می‌زنند و همه تر و خشک را با هم خواهند سوخت.

اما در پایان باید بگویم که حمایت از خانواده شهدا و ایثارگران فقط یک وظیفه اجتماعی نیست، یک وظیفه دینی است، یک وظیفه انسانی است.

امیرالمومنین (ع) هم در روایتی می‌فرماید: “اکرموا الشهدا و احسنوا الی عصرهم فانهم فخر الامه”؛ یعنی شهدا و خانواده‌شان افتخار امت‌اند. باید کرامتشان را حفظ کنیم، ازشان تجلیل کنیم و نیازهایشان را پاسخ دهیم.

تاثیر اجتماعی این حفظ کرامت خانواده شهدا این می‌تواند باشد که دیگران که مشاهده می‌کنند خانواده شهدا را که چقدر اجر و قرب دارند، دیگر از شهادت نمی‌ترسند، ناامید نمی‌شوند و اینکه شهیدی داشته باشند، احساس افتخار، شرافت، عزت خواهند کرد و این باعث گسترش فرهنگ مقاومت می‌شود. فرهنگ مقاومت یک میراث الهی است.

در واقع یک پرچم است که باید به نسل‌های بعدی بسپاریم. با چه؟ با چه امکاناتی؟ با امکانات و با قدرت ایمان، با هنر، با آموزش، یعنی با عمل ما، با ایمانمان، با تقویت مقوله ایمان در جامعه، با استفاده از ابزارهای هنر، با استفاده از آموزش‌ها. ما جوانانمان، نوجوانانمان باید بیش از این در مدارس، در کتب‌ها، مولفه‌های مقاومت و ارزش‌ها گنجانده شود و با عمل صحیح می‌توانیم این پرچم را به نسل‌های بعدی بسپاریم.

باید این پرچم را بلند نگه داریم تا همچنان در برابر ظلم ایستاده بمانیم. اگر این پرچم زمین بیفتد، همه ارزش‌ها از بین خواهد رفت و همه عزت و کرامت و حکمت و این‌ها پایمال خواهد شد که انشالله این اتفاق نخواهد افتاد به حول قوه الهی.   https://asrehamoon.ir/vdciqzazzt1av52.cbct.html
 
يکشنبه ۲ شهريور ۱۴۰۴ ساعت ۰۷:۲۶
کد مطلب: 459344
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *